فراکسیون و نگاهی به گذشته

 

مه ۰۷

محمد فتاحی

به دنبال پاراگرافی که خطاب به فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری نوشته بودم، ملاحظات رفقای مختلفی را دریافت کردم. مجموعا توصیه شده بود یا اظهار نظر نکنم، یا شرکت جدی داشته باشم. این شد که در نظر داشتم در جلسه پالتاکی شنبه شب گذشته علی جوادی در مورد بیانیه اتحاد فراکسیون ایشان شرکت کرده و ملاحظاتم را بیان کنم. متاسفانه برای آن جلسه وقت نکردم، لذا بعدا به اودیوی آن جلسه در سایت شان مراجعه کردم.

 

حقیقت این است که انتظار من از یک جلسه فکر شده علی جوادی بیش از چیزی بود که شنیدم. یکی از نکات جدید در بحث ایشان عدم شرکت در کنگره ششم حککا بود. ایشان این تصمیم را فردی اعلام کرده و از بقیه خواستار شرکت در آن است. فراخوان بقیه به عملی که شایسته خود نمیداند، نمیتواند نسخه اجتماعا مقبولی باشد. تصمیم به یک اقدام فردی، یک منش فردگرایانه خرده بورژوایی، و به همین دلیل غیر قابل تعمیم به دیگران و غیرقابل توصیه به جمع متشکل، نمیتواند اقدامی درست و نتیجتا سوسیالیستی باشد. از نظر خود ایشان این تصمیم درست ارزیابی میشود. این اقدام وسط یک جنگ سیاسی توسط یکی از فرماندهان آن، به معنی جدا کردن بدنه نیرو از خود، خود از آنها، و رها کردن هدایت سیاسی به نفع سرنوشتی نامعلوم، بی افق و به همین دلیل شکست خورده است.    

 

اگر از این نکته بگذریم، مهمترین مسئله مواضع  ایشان درباره انشقاق در حککا و مواضع سیاسی ایشان درباره مسائل آن دوره است. قبل از اظهار نظر ایشان در باره برخوردهای طرفین در آن دوره به هم، مواضع سیاسی وی اهمیت اساسی تری داشت، که البته بعدا به آنهم برمیگردم. حالا که اعلام نظر در مورد سیاست های تشکیلاتی و اصول و موازین حزبی رعایت شده و نشده در آن دوره را آغاز نموده است، مواضع سیاسی او، حداقل برای شخص من اهمیت سیاسی بسیار کمتری دارد. علت روشن است. آنچه که آن حزب را به انشقاق کشاند، نه تفاوت در نظر و خط سیاسی - که همیشه بخش جدایی ناپذیر عمر سیاسی آن حزب بوده است‌- که بروز پرنسیپ و موازین و اصول جدیدی بود که تیشه به ریشه حزب زد. آن حزب علیرغم تفاوت های سیاسی میتوانست پایدار و متحد بماند. حزب حکمتیست امروز به روشنی شاهد حضور خطوط متفاوت سیاسی و نظری در کنار همدیگر است. آنچه که کار جمع ما در کنار هم را ممکن کرده است، وجود یک اصول سازمانی توافق شده در جهت تبدیل به یک حزب سیاسی توده ای است. حککا دقیقا میتوانست چنین عمل کند. گرایشات و سنن سیاسی درون آن میتوانستند بر متن یک توافق مشترک سازمانی همگی در قدرتمند کردن حزب بکوشند. این واقعیت علیرغم اصرار ما مورد توافق جناح مقابل قرار نگرفت.

 

انشقاق- اصول حزبی

در بحث مورد نظر، رفیق علی جوادی با اشاره به این موضوع حساس و تعیین کننده در امر تحزب و اتحاد، یکبار دیگر درک و نگرش خود از آنرا به معرض قضاوت و ارزیابی گذاشته است. علیرغم اشاره گذرای ایشان به اشتباه برخوردشان در فراخوان کنگره پنجم و سرپیچی از موازین حزبی و سرپیچی از حضور در پلنوم ۲۱ کمیته مرکزی، در مورد بقیه مسائل ایشان اعلام کرد که \"هر دو طرف اشتباهات زیادی کردند.\" مسئله مورد اشاره وی طبعا درست است، اما عدم بررسی علل سیاسی چنین تصمیم مهم تشکیلاتی مانع از تکرار آن به اشکال دیگر نیست. تصمیمی که به انشقاق  انجامید، نه یک اشتباه، که یک فاجعه بود. بحث روشن درباره پایه های سیاسی چنین تصمیم سرنوشت سازی میتواند معنی سیاسی موضعگیری ها، اتفاقات و مسائل بعداز آن واقعه را نیز روشن کند. مثلا علل ارزیابی آن فاجعه به عنوان \"یک دستاورد سیاسی برای منصور حکمت\" و یک \"پیروزی دیگر برای کمونیسم کارگری\" از کدام بینش، کدام دیدگاه و از زاویه کدام منفعت سیاسی اجتماعی سرچشمه میگیرد؟ این ادعاهای آن دوران رهبری به جا مانده حککا ابدا ناشی از عصبانیت و دست کم گرفتن حکمتیست ها نبود. آن دوستان لابد منفعت معینی را از زاویه سود و زیان خود دیده بودند. ارزیابیهای ما روشن به آن پرداخته و در مباحث مربوط به جایگاه حزب سیاسی برای این نوع چپ به تفصیل آمده است.

 

 

درک مغشوش و ناروشن از وقایع بعدی نتیجه عدم توجه به پایه های سیاسی آن واقعه مهمتر، در بازنگری منصفانه به این شاهکار در ارزیابی میرسد که \"هر دو طرف اشتباهات زیادی کردند\". اینجاست که رفیق علی جوادی آب پاکی روی دست حداقل کسانی مثل من میریزد که توقع متفاوتی دارند. سیاست \"همه اشتباه کردیم\" شریک کردن حکمتیست در اقدامات و اعمالی است که برای خودشان خانه خرابی آفرید. به عنوان یکی از کادرهای درگیر در آن قضایا واقعا صمیمانه از علی جوادی سوال میکنم که آیا مصادره انقلابی تمام پول ماها، جا گذاشتن بدهی های هنگفت بر دوش حکمتیست ها و در اثر آن خانه خرابی تعداد قابل توجهی از رفقا جزو آن اشتباهات مشترک دو طرف ارزیابی میشود؟ کسی که با استفاه از اعتبار شخصی برای حزب از بانک پول گرفته و بعدا قصد جدایی داشته باشد،  پول ایشان به جرم نظر سیاسی قابل مصادره است؟ در آن جلسه پالتاکی رفیقی با دل گرفته از ایشان سوال میکند که این چه کاری بود، منی که برای حزب اینهمه پول از بانک قرض گرفته بودم، پس دادنش بدنبال انشعاب را برعهده من گذاشتید؟ آن فرد پولش را از او مطالبه نکرده بود، ولی اعتراض برحق وی سمپاتی حتی ظاهری علی جوادی را جلب نکرد. 

 

جدا از قضیه آن پول ها و فشار مالی ویرانگری که بر فعالیت ما و جیب های خالی شده ما گذاشت و هنوز بخشی از درآمد حزب حکمتیست ماهانه صرف پرداخت آن میشود، مسئله انتشار آثار حکمت نیز موجبات تشنج و باران اتهامات بر ما را فراهم کرد. در آن رابطه،  آیا بستن کپی رایت بر امر انتشار آثار منصور حکمت شامل آن اشتباهات مشترک ما هم هست، یا سهم ما به دلیل ارتکاب آن جرم بیشتر است؟ انتشار ضمیمه بعدی آثار وی به مناسبت هفته حکمت که در دستور حزب است، از نظر ایشان حق کپی رایت شامل میشود؟

 

 در اعتراض به انتشار آن آثار، علیه کسانی به دادگاه شکایت شد. آیا آن شکایت و آن دادگاه کماکان مشترکا توسط دو طرف ماها باید پیگیری شود؟

 

در آن جدایی ها رسما، علنا و کتبا اعلام شد که به منزل شخصی بعضی از رفقای عضو فعلی فراکسیون  دستبرد زده شد. این مسئله نه یک موضع سیاسی، نه یک سیاست سازمانی، بلکه به موازات و در تکمیل آنها یک پرنسیب اخلاقی متناسب با آن سیاست های تشکیلاتی است. در پاسخ سوال شخص من در مورد صحت و سقم این واقعه، تقبل مسئولیت مشترک وظیفه ما حکمتیست ها هم است؟

 

مصادره رسمی انجمن مارکس جزو اشتباهات مشترک ما حکمتیست ها هم ارزیابی میشود؟ آیا \"مرکز مطالعات کمونیسم کارگری\" که علی جوادی تاسیس کرده اند را حمید تقوایی حق مصادره به عنوان اموال حزب شان را دارد؟

 

اگر در آن جلسه پالتاکی سهمی از آن اقدامات برای ما حکمتیست ها در نظر گرفته نشده بود، طرح سوالات بالا شاید ارزش درخود نداشت. پاسخ به چنین سوالاتی البته علایمی از اصول و اساس کار سازمانی مد نظر شخص ایشان را هم بدست میدهد. شخصا به عنوان کسی که با ایشان کار کرده ام، صرفنظر از اینکه آینده سیاسی و تشکیلاتی علی جوادی چه خواهد بود، چه به حکمتیست ها بپیوندند و چه حزب مستقلی سازمان دهند، در مورد اصول سازمانی، موازین حزبی، پرنسیب های تشکیلاتی و چهارچوب مناسبات سیاسی مورد نظر ایشان کنجکاوی بیشتری به نسبت اهداف سیاسی ایشان دارم. پاسخ ایشان به آن مسائل میتواند شیوه برخورد او به چنین اتفاقاتی در آینده را نیز نشان دهد.

 

ترور شخصیت ها

در مورد ترور شخصیت آنرا بیماری همه گیری ارزیابی کرده اند که \"همگی به آن مبتلا شدیم\". آیا این حکم را امروز اگر اکثریت کمیته مرکزی حککا و شخص حمید رو به فراکسیون ابراز کنند، چه احساسی به اعضای آن فراکسیون دست میدهد؟ بحث متین و سیاسی اعضای فراکسیون از یک طرف و فرهنگ جا افتاده ویژه حککا را همه شاهدند. انصافا عین همین فاصله فرهنگی سیاسی در دوران بعداز انشعاب بین دو طرف برقرار نبود؟ ما حککا را نه همکار آیت الله ها، سردار طلایی و شریعتمداری کیهان معرفی کردیم، نه نئوراست و دست راستی و ضد کمونیست شان نامیدیم،  نه حضور جمهوری اسلامی در درون حزب ارزیابی کردیم. ادبیات آن دوران روی سایت ها در دسترس همگان هست.

 

رهبری به جا مانده در آن حزب اما به هزینه ما و در حالیکه پرداخت بدهی آن تلویزیون و تبلیغات را برای ما گذاشته و از این راه دست ما را در تامین یک مدیای شایسته بسته بود، این کار را در حق ماها کرد.  اعضا و کادرها و فعالین حکمتیست در خارج و داخل تمام وقت و خستگی ناپذیر هم در مقابل ترور سیاسی میبایستی بایستند، هم با دست خالی آن تبلیغات زهرآگین را خنثی کنند، هم از شخصیت سیاسی خود اعاده حیثیت و ادعای شرف کنند، هم با شروع از صفر، حزب را به جایی رسانند که امروز امید جنبشی در جامعه، افتخار و سربلندی برای کمونیست های حکمتی، سرپناهی برای اتحاد و قدرت، سنگری برای تعرض، و یک قدرت سیاسی نظامی جدی در مقابل رژیم اسلامی است. بدون آن تقلای صمیمانه امروز تصویر تاسف آور حزب جدل آن لاین این رخسار ناجالب را از حکمت به نمایش گذاشته بود. حکمتیستی که در بازنگری به این گذشته ثمربخش مینگرد، در مقابل اینهمه کار خستگی ناپذیر، تحمل خطر، سختی و فداکاری عضو و کادر و فعال داخل و خارج آن، جا دارد کلاهش را به نشان احترام از سر بردارد.

 

در ارزیابی از پروژه ترور شخصیت سازماندهی شده توسط حککا، علی جوادی نمیتواند حکم دهد که این بیماری به ما هم سرایت کرد، دقیقا همانطوریکه در اختلافات فراکسیون شان با رهبری حککا به فراکسیون سرایت نکرده است. عدم بررسی پایه های سیاسی سنت سیاسی ترور شخصیت در این حزب، به حکم سطحی \"همگی اشتباه کردیم\" میرسد.

 

مواضع سیاسی- سوسیالیسم رم دهنده

 مواضع سیاسی و خطوط فکری در درون حزب نمیتوانند جایگاه تعیین کننده ای در کار مشترک داشته باشند. شخصا مشکلی با نظر سیاسی ایشان، درست یا غلط، ندارم. با این حال، تاکید ایشان بر صحت نظرات سیاسی اش در آن دوره جای مکث است. میخواهد بگوید کماکان به راست بودن خط ما معتقد است، اما در شکل و شیوه بیان آن اغراق کرده یا وزن سنگینی برای آن گذاشته است. منهم مشکلی با شکل بیان و جایگاه کم یا زیادی که برای آن گذاشته، ندارم. هر چند که در آن جلسه پالتاکی، تاجایی که به یاد دارم، نظراتش را تکرار نکرده است، اما طبیعتا  منظور وی از نظرات آن دوره اش،  همان بحث مشهور \"رم دادن مردم از سوسیالیسم\" کورش مدرسی مد نظر است. بگذارید نکاتی در اینمورد عرض کنم؛ رفیق علی جوادی از خود سوال کرده اید چرا  افق \"سوسیالیستی\" شما از روز اول اشتباه آمده و قطب نمای \"غیرسوسیالیستی\" کورش تماما درست پیش رفته است؟ از خود پرسیده اید چرا کورش با آن قطب نما وجود دو خط متمایز در آن حزب را از همان روز اول تشخیص داد و سوسیالیسم شما نداد؟ تشخیص قطب نمای کورش در مورد اهمیت پلنوم چهارده حککا و تاریخ گرایشات در این حزب چرا درست بود و  سوسیالیسم شما قادر به دیدن آن نبود؟ نه فقط اینها، تشخیص سوسیالیسم شما در مورد شعار شورا شورای حمید تقوایی غلط بود، در مورد تشخیص کنار نهادن حزب و قدرت سیاسی از دستور حزب توسط حمید غلط بود، در مورد حوزه های حزبی غلط بود، در مورد انقلاب انقلاب حمید غلط بود، در مورد امکان کشت \'سوسیالیسم به پاخیز\"  در زمین هخا غلط بود، در مورد حمایت از تحرکات قومی در خوزستان و آذربایجان غلط بود، در مورد فلسطین غلط بود، در مورد اشغال عراق غلط بود، در مورد بحران هسته ای ایران و آمریکا غلط بود، در مورد احتمال سناریوی سیاه و و و همه و همه غلط بود، در مورد جایگاه بحث سلبی اثباتی غلط بود و درست برعکس تشخیص سوسیالیسم شما، در مورد تک تک اینها قطب نمای کورش درست از آب در آمد! چرا؟

سوسیالیسم شما تکفیر حکک عراق به اتهام هواداری نکردن از سیاست حمید تقوایی و جنجال دوم خردادیهای  عراق را هم با اشتیاق دنبال کرد، قطب نمای کورش هم مثل همه موارد متعدد دیگر راه را درست و دقیق تشخیص داد. از خود سوال نمیکنید چرا؟

 

چرا کسی با آن  افق و قطب نمای \"غلط\" این اندازه تشخیص سوسیالیستی دارد، و آن که سوسیالیسمش ظاهرا بی نقص و \"فوری\" است، سه سال است پشت سر هم دنبال تشخیص بیربط به سوسیالیسم راه میرود؟

 

 کورش  البته و انصافا کفر مد نظر شما را مرتکب شده است. اما کجا و چطور و کدام مردم از سوسیالیسم رم میکنند، متاسفانه جای تعمق شما نیست. چسبیدن شعاری چپ سنتی به انقلاب، حکومت کارگری، سوسیالیسم و بقیه شعارهای آرمانی این چپ را از تعمق در زمان و مان و تناسب قوا و معادلات دیگر معاف کرده است. یکی از علل بی تاکتیکی این چپ و دنباله روی اش از وقایع در همین درک غیر اجتماعی و فرقه ای از شعارهای استراتژیک است. این چپ متوجه نیست که در جنبش سرنگونی، آنجا که مردم علی العموم دست اندر کار سرنگون کردن رژیم و اتحاد حول این هدف اند، چرا منصور حکمت در بحث ضرورت در پیش گرفتن مشی سلبی، سر دادن شعار اثباتی، یعنی سوسیالیسم را مضر، سم و مهلک ارزیابی میکند. میگوید در جنبشی که از بقال و دکاندار گرفته تا روشنفکر و دکتر و مهندس و اقشار میلیونی خرده بورژوا همگی درگیر آنند، شعار اثباتی و منجمله و دقیقا سوسیالیسم متحد کننده نیست، متفرق کننده است. میگوید سم است، چون مانع جمع شدن مردم زیر پرچم مان است. کورش هم همینجا میگوید \"سوسیالیسم این مردم را رم میدهد\". کسی که معتقد است که سوسیالیسمش برای آن اقشار رنگارنگ شریک در جنبش سرنگونی رم دهنده نیست، معلوم میشود عملی کردن آنرا برعهده همان اقشار و طبقات اجتماعی نهاده است. پوپولیسم فقط خلق گرایی نیست، اعتقاد به عملی کردن سوسیالیسم توسط خلق (مردم) هم پوپولیسم است. اینجاست که سوسیالیسم پوپولیستی این دوستان مثل آب دنبال رفیق تقوایی روان است و تشخیص پشت سرهم غیر سوسیالیستی و پوپولیستی اش حزب آنها را به هر راه غلطی هدایت کرده است.

پوپولیسم را ببرید ابزار نگرش به وقایع سیاسی بالا کنید، همه جا همان تشخیص ها نتیجه میشود که آنها سه سال گذشته همراه برپایی جنجال علیه ما پیگیرانه دنبال میکنند. با این تشخیص هر کس اعتراضی کرد، صرفنظر از مضمون آن اعتراض، حمایت آنها را از قبل کسب کرده است، چون طبق تز پوپولیستی خیابانها در هر حال مال آنها است. این همان پوپولیسمی است که در قالب سازمانها و گروههای چپ سنتی ایران منصور حکمت را راست میدانست. این همان پوپولیسمی است که در وقایع ۱۹۹۱ کردستان عراق منصور حکمت را تخطئه کننده انقلاب و شوراها ارزیابی کرد. جنجال حککا در مورد مخالفت ما با \"سوسیالیسم بپاخیز\" در صفوف هخا، در جریان بحث شورا شورا و انقلاب انقلاب کردن شان از همین جنس بود. به همین دلیل خود رفقای فراکسیون هنوز متوجه نیستند اینهمه مژده سوسیالیستی  در مورد وقوع قریب الوقوع انقلاب شان ناشی از پوپولیسم شان و ناشی از دلبستگی شان به جنبش سرنگونی جاری بود. آنها همین جنبش در جریان را رنگ کرده و میخواهند به قیمت انقلاب سوسیالیستی به ما بفروشند. وقتی میگوییم رفقای عزیز این گنجشک است در دست تان، نوار تکراری \"فراری یان سوسیالیسم\" را هر بار با صدای ناهنجارتری تکرار کرده و صندلی دادگاه به اتهام کفر در دین سوسیالیستی نشان مان میدهند.

 

خلاصه کنم

علی جوادی عزیز،

 قطب نمای دست شما ایرادی داشت که از هر طرف سر از بیراهه در میآوردید. سوسیالیسم شما ایرادی داشت که اینهمه اشتباه میکرده اید. جدل شما با حککا در دوره چند ماه گذشته تا اندازه زیادی مواضع شما  در مورد راهی که در سه سال گذشته پیموده اید را متفاوت کرده است. همین سطح از تفاوت نظری با آنها به تفاوت در برخورد سیاسی به وقایع، در فرهنگ بحث و جدل و در دیدن واقعیات کمک کرده است. با همه اینها، افق سیاسی و قطب نمای دست شما در سه سال گذشته جایگاه سیاسی شما را بسی بیشتر از اینکه متوجه شده اید، تغییر داده است. اگر فراموش نکرده باشید، دقیقا در یکی دو جلسه پالتاکی قبل ترتان بود که ما را به قبول عضویت در \"جنبش کمونیسم کارگری\" مفتخر کردید. نتیجتا  پذیرش تمام آنچه که حکمتیست ها سیاست شان بوده است، برای شما آسان نبوده و یافتن عیب اساسی کار در آن قطب نمای تان شاید زمان لازم داشته باشد. تا آن زمان، پایه های درک شما با سوسیالیسم پوپولیستی رفیق تقوایی مشترک است. تا آن زمان سوسیالیسم ما رم دهنده و انتقاد شما به قطب نمای ما سر جای خود برقرار است. با این حال همانطور که در ابتدای مطلب هم گفته شد، نه مواضع سیاسی شما، بلکه برخورد شما به اصول و پرنسیب سازمانی و نرم کارحزبی شما و تنظیم مناسبات تان با دنیای پیرامون اصل و اساس و پایه، و سوال من به همین دلیل همانجاست.

در آخرین لحظاتی که قصد ارسال این مطلب به سایت های اینترنتی را داشتم، متوجه نشریه شماره جدید فراکسیون و در یک نگاه نکاتی در آن شدم که در فرصتی به آنها خواهم پرداخت.